چندی است که به سینما، ادبیات و موسیقی دوران فرانکو در اسپانیا بسیار علاقه مند شده ام. در حالی که هنر این عصر اسپانیا به خودی خود برایم جذابیت هایی دارد، شباهت های آن با سینما، ادبیات و موسیقی معاصر ایران در پیچیدگی و استفاده هوشمندانه از استعاره برای بیان نارضایتی سیاسی و اجتماعی مرا شگفت زده می کند. به طور مثال می خواهم در این جا کمی درباره فیلم "رشد پرنده های سیاه" (کریا کؤروس-1975) نوشته و ساخته کارلوس سؤارا بنویسم.
کارلوس سؤارا کارگردان بنام اسپانیایی است و علاقه او به مسایل سیاسی، اجتماعی و به خصوص روانشناسی در فیلم هایش همواره نمایان است. "رشد پرنده های سیاه" برای او جوایزی معتبر از جمله جایزه ویژه داوران کن را به ارمغان آورد. خلاصه ای بسیار کوتاه از فیلم به شرح زیر است: (البته فیلمی چنین عمیق و قوی را نمی شود در چند خط توصیف کرد.)
فیلم ماجرای دختری هشت ساله است به نام آنا که در طول فیلم شاهد رنج و درد مادر بیمارش، مرگ دردناک او و بی اعتنایی پدرش به خانواده است. چندی پس از مرگ مادرش، آنا جسد پدرش( مرد فاشیست نظامی) را در اتاق خواب پیدا می کند و می داند که پدرش در حال همخوابگی با زن شوهرداری( دوست خانوادگی شان) مرده است. هنگامی که از آنا و خواهرانش می خواهند تا جسد پدر را قبل از خاکسپاری ببوسند، او از این کار خودداری می کند. آنا همچنین از خاله اش که برای نگهداری از دختران یتیم خواهرش در خانه آن ها مستقر می شود خوشش نمی آید و آرزوی مرگ او را می کند. آنا حتی وقتی خاله برایش قصه قبل از خواب می گوید، به مادرش فکر می کند و سر خاله اش فریاد می زند: "بمیر. تو هم بمیر. چرا نمی میری؟" و گریه می کند. در این خانه آنا، دو خواهرش، خاله، مادربزرگ پیر، فلج ولال که با عکس ها و خاطراتش روز را به شب می رساند و رزا( خدمتکار خانه) که با داستان هایش آنا را با معمای رابطه زن و مرد آشنا می کند، در کنار یکدیگر زندگی می کنند.
تقریبا تمام این فیلم در فضای بسته و غم زده خانه که در مادرید واقع است، فیلمبرداری شده است. در طول این داستان پدر و مادر مرده آنا از خیال او وارد زمان حال و فضای خانه می شوند. مرز کمرنگ حضور و عدم حضور مادر و پدر در ذهن آنا سبک "نیو ریالیسم" را بر داستان غالب می کند. در این قصه که آنای هشت ساله وآنای بزرگسال هم زمان آن را روایت می کنند ، واقعیت، گذشته و خیال به صورت هنرمندانه ای در آن واحد اتفاق می افتند.
بسیاری از منتقدین معتقدند که شوک، حرمان و غم زدگی حاکم برخانه، استعاره ای برای توصیف اختناق اسپانیای فرانکو است. تفنگ هایی که پدر نظامی شان برایشان به یادگار به جا گذاشته است، نمادی از ادامه خشونت و به ارث رسیدن مفهوم آن از نسلی به نسل دیگر است. استخر خالی و پوسیده حیاط خانه نیز می تواند نمادی از خواسته ها، احساسات وغرایز ارضا نشده ساکنان خانه( درچارچوبی بزرگ تر اسپانیای فرانکو) باشد. سکوت خانه مدام با صدای بوق و ترافیک خیابان می شکند که به گفته پال جولیان اسمیس می تواند به این معنا باشد که " حتی اگر گذشته و خاطرات شخصی و سیاسی سرکوب شوند، همچون صدای شهر که نمی شود از آن فرار کرد، آن خاطرات و گذشته به صورت ارواح بازمی گردند و آرامش را از اسپانیای سرکوب شده رژیم فرانکو با حضور خود می ربایند. این فیلم همچنین فضای به شدت مردسالانه آن دوران را به خوبی به نمایش می گذارد. با دیدن این فیلم ما می فهمیم که در رژیم فرانکو زن نمی توانسته بدون اجازه شوهرش حتی یک حساب بانکی برای خود باز کند. پدر آنا، مادرش را که آینده درخشانی در موسیقی داشته از پرداختن به هنر خود و تمرین بازمی دارد. مادربزرگ لال و فلج آنا روزهای خود را تنها با نگاه کردن به عکس های عروسی خود می گذراند. آنا و خواهرانش حتی مجبور هستند هر روز موهای خود را صاف کنند و با آداب و رسوم بورژوازی غذا بخورند. آن ها در اوقات فراغت نقش پدرو مادرشان را بازی می کنند که مدام در حال جر و بحث هستند. مرگ دردناک، پیکر بیمارو ضعیف مادر آنا و ناله های پیش از مرگ اوهنگام جان سپردن می تواند نمادی از وضعیت زنان در رژیم فرانکو باشد.
اگر تماشاگری تاریخ معاصر اسپانیا را نداند، ممکن است اصلا متوجه زمینه سخت سیاسی داستان این فیلم نشود. حال آن که فیلم برای یک تماشاگر آگاه از تاریخ اسپانیا دارای مفهوم و ارزش سیاسی است و به احتمال می تواند روایت هنرمندانه و هوشمندانه کارگردان را از نارضایتی و خفقان سیاسی در طول فیلم درک کند. به نظر من، بسیاری از کارگردانان و هنرمندان معاصر ایران نیز همچون کارلوس سؤارا به زیبایی و با زیرکی از فن پیچیده استعاره در آثار هنری خود استفاده می کنند تا بلکه با وجود سانسور بتوانند مشکلات اجتماعی و سیاسی را در لایه هایی پیچیده از نماد و استعاره بازگو کنند. مبارزه هنرمندانه آن ها با سانسور بسیار ارزشمند است.
تلاش خواهم کرد نتایج دیگر مطالعاتم را درباره عصر فرانکو در این وبلاگ با استفاده از مثال های توصیفی و معرفی نمونه های هنری شرح دهم.