تبليغاتX
آزاده پورزند - بی نام

5 Jun 2008

بی نام

چندین سال از آن جرقه پر از امید و احساس که در چشمهایم و وجودم آشوب کرد، می گذرد. چه ساعت ها که با او گذراندم. چه قدر برای هم داستان تعریف کردیم. الکساندر برایم از شگفتی های کشورش، آمریکا ،می گفت و من برایش از خاطرات ایرانم تعریف می کردم. چه قدر با هم خندیدم و گریه کردیم. چه قدر در چشمان هم آینده را بی تابانه جستجو کردیم. عشقی بود فرای حرف های این زمین گرد. بلند پرواز بود و رویاپرداز...معصوم تر و شاید محتاط تر از آن بودیم که حتی دست دیگری را نوازش کنیم. روزها و ماه ها و چند سالی گذشت تا بالاخره روزی زیبا رویی خداگونه او را با خودش برد. من ماندم و بلور هزار تکه شده آرزوهایم...ماه ها احساس می کردم چشمانم از حدقه درآمده است. دلم را جادوگری کثیف با ناخن های چندش آورش چنگ می زد و خون در گلویم خشک می شد. اشک ریختن را، گریه کردن را سخت از یاد برده بودم. به تکه گوشتی می ماندم که از خودش به حد مرگ بیزار بود. حتی به یاد آوردن رویاهایم در کنار او مرا دچار انزجار می کرد، تهوع امانم نمی داد. به هر آن که در گوشه آسمان نشسته بود و اسمش خدا بود التماس می کردم تا به من جرات گریه کردن و خشمگین بودن بدهد. دلم می خواست حس کنم...حتی اگر آن حس، تنفر بود....آرزوهای دور و درازم از بالای ابرها به خاک زیر پایم رسیده بودند و حتی حشرات روی زمین به آن ها پشت می کردند. قریب به یک سال از آینه پرهیز می کردم. دیدن چهره ام من را مضطرب می کرد. می ترسیدم یکباره آینه و خودم را با هم نابود کنم.

در این دوران تنفر از خود، لحظه ای به خودم آمدم و آزاده ای را دیدم که انگار بزرگ شده بود، طعم گس عشق را مزه مزه کرده بود، تلخی  شکست را که به زهرمار می ماند خوب چشیده بود. آزاده ای را دیدم که در این جنگ تن به تن با خود هزار و یک اشتباه کرده بود. اشتباهاتی که حالا فقط می شد به آن ها قاه قاه خندید و با پس لرزه هایش دست و پنجه نرم کرد...قهقهه هایی که صدای دلخراشش مو را به تن سیخ می کند و استخوان ها  را می لرزاند.

او هنوز هم نمی داند که بر من چه گذشت. دانستنش اصلا چه سودی دارد؟  با هر مشقتی بود، حال زار من را نادیده گرفت و دوستی مضحکمان را با چنگ و دندان حفظ کرد.

دوست خوبی است. آن زیباروی خداگونه هم این روزها برایم دوست خوبیست. دوستشان دارم. دنیای غریبی است...

نوشته شده توسط آزاده پورزند در 2:23 |  لینک ثابت   •