1 Jun 2008
چرا آزاده؟
وقتی
دنیا آمدم، هرکدام از افراد خانواده نام
متفاوتی برای من در نظر داشتند: جیران، شیرین، گلی....اما فردای آن روزی که دنیا
آمدم، مامانم نام جدیدی برای من انتخاب کرد: آزاده. تولد من مصادف است با سالگرد
روزی که رضا شاه کشف حجاب را اجباری اعلام
کرد. در پی این سیاست جدید در مورد حجاب ، بی بی ( مادر بزرگ مامانم- جد من) که با
چادر نماز گل گلی به خیابان رفته بوده، گویا توسط نیروهای کشف حجاب کتک می خورد. این تجربه تلخ باعث می شود که بی بی چندین ماه خانه را ترک نکند. و حالا من درشرایطی
یه دنیا آمده بودم که حجاب برای زنان و دختر بچه های تازه بالغ اجباری بود. 49 سال
بعد از سیاست کشف حجاب رضا شاه و کتک
خوردن بی بی، پا به دنیایی گذاشته بودم که
این بار "بد حجابی" جرمی نابخشودنی بود. فکر می کنم که اسم
"آزاده" به خیال مامانم قرار بود من را از توهین و کتک و تحمیل حجاب و
خیلی قوانین عجیب و غریب دیگر محفوظ نگه دارد.
بعدها
که کمی بزرگ تر شدم، تلویزیون ایران هر شب فیلم مردان جوانی با ریش های بلند و
اصلاح نشده را نشان می داد که از زندان های عراق بازگشته بودند. مجری اخبار اعلام
می کرد: " آزادگان میهن شهید پرور ما امروز به وطن و به آغوش خانواده هایشان
باز گشتند". من در حالی که به صفحه تلویزیون خیره شده بودم، از این که همنام
این مردان "ریشو" بودم حرص می خوردم. می رفتم سراغ مامان و بابا و به آن
ها می گفتم که اصلا از اسمم خوشم نمی آید. بعضی اوقات حتی به خاطر اسم
"آزاده" در عالم کودکی خودم اشک می ریختم.
بزرگ
تر که شدم فهمیدم که "آزادگان"
بسیار هم انسان های خوبی بودند که به خاطر حفظ مرزهای ایران جانشان را به خطر
انداختند و سال ها در زندان های عراق زجر کشیدند. اما اسم "آزاده" هنوز
هم برایم معما است. حداقل در خانواده ایی که من به دنیا آمدم، آن روزها از حس
"آزادی" خبری نبود. در ترس و اختناق زندگی می کردیم. یاد گرفته بودیم با
همان حس ترس و وحشت خوش بگذرانیم و به بهترین شکل ممکن زندگی کنیم. اما هنوز هم از
حس "آزادی" خبری نبود.
این
روزها در اخبار و مقالات و کتاب های ایران اسم "آزاده" زیاد به گوشم می
خورد. بیشتر "آزاده" ها زنان جوان هم نسل من هستند. "آزاده"
ها امروز کارگردان تئاتر، نویسنده، دکتر،
مهندس، موسیقیدان و نقاش شده اند. برخی هم فعال حقوق زنان هستند. حتما "آزاده"
هایی هم در رویای اسمشان به فراموشی سپرده شده اند. هنوز هم دلم می خواهد از پدر و
مادر همه آزاده خانم ها بپرسم: " چرا اسم ما را در آن روزگار انقلاب و جنگ
آزاده گذاشتید؟"
